محمد موسوى
3
مجموعه پيك شفا ( خون درمانى ) ( فارسى )
جلد دوم تقديمنامه اى بر گل رخسارت ، گلعذاران شرمگين وى بر عشوهء عقيق خونين لبت صدها دل گرفتار وى هزاران همه جامهدران كويت وى صلاى عشقت ياران را در جنبوجوش اى كه بهشت و طوبى طرهاى است گوشهنشين ابرويت و هستى را نيست هيچ بهانهاى جز گل رويت و انفاس قدسى عيسى لطيفهاى است از شميم نافه بويت ، وى رموز هستى مستور نرگس جادويت ؛ اى نگارين دلبر فتان ما ، از حياى تو حور و پرى خجل در حجاب اوفتاده و تو بر آب زندگانى خوشنقشى انداختى و بر دل ويران ما گنجى پنهان ساختى . هرگاه در خيال سايهاى از ياد تو پردهء خاطر را به شوق بنوازد طمعى خام دل بيقرار را بگيرد و در عشوهء وصال به شور و اميد غرقه سازد . اى پيامبر خدا ، اى محمد اى احمد و محمود ، اى شاهد و مشهود ، اى ناصر و منصور ، اى بشير و نذير ، اى سيد و سالار ، اى منجى و اى دليل راه ، اى كه : " لولاك ما خلقت الافلاك " ، ما به اميد فريادهاى " امتّى " ، " امتّى " تو بر خاك محشر قدم خواهيم گذاشت تا تشنگان باديهء قيامت را به زلالهاى طهورت دريابى ! اينك دستآويز و بهانهاى هرچند حقير به آهنگ آويختن بر دامان پر مهرت آوردهايم ، مجموعهاى در كتاب حاضر كه به ياد تو آذين گشته و مبارك باد ياد تو و صلوات خدا و فرشتگان بر تو و دودمان پاكت باد . سيد محمد موسوى